تبليغاتX
نـُـبي

نـُـبي

ما تصميم داريـم پـرچـم لا اله الا الله را بـر قلل رفيع كـرامت و بزرگـــوارى به اهتزاز در آوريم

- آخرین ساخته باشه اهنگر روایت قطعه ای از تاریخ پایان جنگ است و داستان دیدبان جوانی که با پیدا کردن دیدگاه همسنگر قبلی اش با مسائل جدیدی مواجه میشود.

اما نکاتی درباره «ملکه»:

1. با یکی از دوستان درحال دیدن فیلم بودیم، طراحی صحنه و فیلمبرداریش خیلی به چشمان آمد و حواس دوستم را پرت کردم و گفتم سیمرغکی خواهد گرفت اما این کافی نبود چون باشه آهنگر فرزند صبح با ملکه فاصله اش  کاملا قابل متر کردن است!

2. ما که بالاخره نفهمیدیم ناراحتی افسر عراقی بابت شهادت!!! سربازانش بود، یا از وجدان دردی بود که بخاطر کشتن بسیجیان به او دست داده بود! شاید هم درنمازی که میخواست بخواند قصد توبه داشته!

3. اینکه بسیجی دیدبان ما از سر تفلسف عاشقانه! درباره کشتن عراقی ها با دوست شهیدش دائم در گفتگوست، جزو آیاتی از تاریخ است که فقط به ذهن کارگردان محترم نازل شده؛ آنهم در سالهای اخیر! فکر کنید اگر قرار بود تمام دیدبانهای ما در جنگ، درباره موضوعات فلسفی با هم بحث کنند الان احتمالا باید به صدام ملعون میگفتیم خان عمو !!!

4. نمیدانم «دشمن پشت دروازه» را دیده اید یا نه؟ شباهت قطعاتی از طراحی صحنه و موسیقی دو فیلم شاید یه کم اذیتتان کند؛ اما نگران نباشید، این دو اثر کاملا با هم متفاوتند! در نمونه فرنگی حتی شما هم به عنوان یک مخاطب ایرانی، به نبرد آنها افتخار میکنید و قهرمان فیلم را میستایید! بر گردم به نکته اول که قابهای زیبا و طراحی صحنه مناسب، شرط لازم برای تولید یک فیلم مناسب است اما کافی نیست. کارگردان باید در بستر مناسب ایجاد شده حرف حسابش را خوب بزند و یا حرف خوبش را حساب شده بزند!

5. ظاهرا باشه آهنگر برای ارائه محتوای مناسب در قالبهایش به زمان بیشتری نیاز دارد...

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 14:6  توسط حجت  |