تبليغاتX
نـُـبي

نـُـبي

ما تصميم داريـم پـرچـم لا اله الا الله را بـر قلل رفيع كـرامت و بزرگـــوارى به اهتزاز در آوريم

 1. چندي فرصت نوشتن پيدا نكردم و احتمالا معده عمده دوستان ناباب تعجب مي كند.

2.  در طول دوران تبليغات انتخابات به همراه برخي از دوستان درحال توليد فيلمي درباره تبليغات انتخاباتي بوديم. شب اول فيلمبرداري بنده حقير همراه دوستان نبودم  و صد البته بچه كه بي بزرگتر بيرون بره ممكنه بلا ملايي سرش بياد! كه اومد و دوستان بي زبان ما  يك كتك نسيتا مفصل از دوستان ستاد ميرحسين در ميدان احمدآباد نوش جان كردند و  بدنشان گرم شد و البته دست آقاي اخلاقي –يكي از دوستان- زيادي گرم شد و شكست و هنوز در آتل است و طبق گفته پزشك معالج، در چند روز آينده نياز به عمل جراحي آن مشخص ميشود. البته در شب هاي بعد با هماهنگي ستاد مركزي در خدمت دوستان ميرحسيني در همان ستاد بوديم و اين بار هم مجوز توليد فيلم در جيب بنده بود و مشاهده نشد!

3. چند روز پيش در اخبار درگيري ها در پاكستان خواندم كه نيروهاي طالبان به منطقه پاراچنار حمله كرده اند. اگر كمي اهل دنبال كردن اخبار شيعيان در جهان باشيد، نام پاراچنار را شنيده ايد . همان منطقه شيعه نشين كه چند ماه پيش كشتار وسيع شيعيان در آن اتفاق افتاد و آب از آب تكان نخورد و تقريبا هيچ پوشش رسانه اي نداشت. در گيري هاي وسيع شيعه و سني در آن منطقه و اقليت قرار گرفتن شيعيان در آنجا تبعات فراواني براي آنها ايجاد كرده است و برخي رفتارهاي اشتباه از شيعيان در نقاط ديگر جهان از جمله ايران باعث افزايش فشار بر آنها ميشود. به قول يكي از دوستان: در فلان شهر ايران عيدالزهرا ميگيرن، بجاش شيعه ها در هند و پاكستان سربريده ميشن.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 23:3  توسط حجت  | 

-   مدتي در خدمت گروهي از دوستان به توليد فيلمي مستند راجع به يكي از مدارس علميه مشهد كمك مي كردم و از فضاي وب نوشتي و وب بيني و وب خواني دور بودم!

-   فيلم «دعوت» حاتمي كيا همچنان در حال اكران است و نظرات متنوع و متفاوتي درباره اين آخرين اثر او ابراز ميشود. گروهي از منتقدين، آثار اخير اين فيلمساز را منفعل و به دور از واقعيتهاي جامعه ميدانند و معتقدند حانمي كيا هر چند سال يكبار دچار شك دكارتي مي شود و به قول يكي از دوستان: بايد دوباره از اثبات خدا شروع نمود!!!

-   فيلم «آواز گنجشكها» ي مجيدي را حتما ببينيد. مجيدي و گروهش براي اولين بار، تمام لوكيشن هاي خارج شهري يعني فضاهاي روستايي، تمامي خانه ها، مزرعه گندم، ،آب انبار، مزرعه شترمرغ ها و... را دراين فيلم از صفر طراحي و ساخته است!

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 0:15  توسط حجت  | 

اولين شماره «راه» را كم و بيش مطالعه كردم. جاي خشنودي از ارائه اين نشريه و ديگر تعارفات متعارف و غير‌متعارف؛ اما بيشتر نكاتي و يا اشكالاتي از قديم و بعضا جديد در محتوا و شكل مطالب در ذهن دارم كه مي‌نويسم.

  1. «راه» (يا همان سوره قديم)، هنوز نتوانسته است در ارائه مفاهيم عميق خود به چارچوبي نظري و بنياني تئوريك برسد و بقولي بيش از آنكه راه را نشان دهد، نقد منفي از خود بروز مي‌دهد. البته دوستان راهي! گاه پاسخ مي‌دهند كه نقد منصفانه، خود سازنده است و صد البته ما مي‌گوييم نقد در فضايي سازنده است كه فكري براي سازندگي موجود باشد و شما اشكالات آنرا نقد بفرماييد؛ به عنوان مثال در مقالات متعدد، برنامه‌هاي صدا و سيما و افكار شبه سكولاريستي ارائه شده در آن، به محاق نقد كشيده شده و شايد نقطه اوج آن بحث درباره شبكه قرآن در سوره سابق بود كه عمده اشكالات وارده، وارد بود و دفاع از آنها مغلطه‌اي بي‌سرانجام از سوي مديران بي‌تدبير! بي‌تدبير گفتم تا به اشكال «راه» برسيم؛ چون به دلايل و قرائن متعدد و شواهد فراوان كه ذكر آنها جز افزايش سردرد و دردسر! چيزي عايد ما نمي‌كند، در مديريت رسانه‌اي كشور چيزي به‌عنوان تدبير و راه‌حل، فكر و استراتژي خاص و آينده‌نگري در ارائه مفاهيم اسلامي وجود ندارد؛ لذا اينگونه نگاه  انتقادي، ثمري جز ازدياد مقدار خون‌دل مخاطبان ندارد. مقاله‌نويسان «راه» بايد همان اصول و مباني را كه بر اساس آنها نقد را جاري مي‌سازند، در «راه» ارائه دهند. نمونه مطلوب اينگونه كار انتقادي، مقالات سيد مرتضي آويني در سوره اسبق و مجلدات كتاب آينه جادوست كه نقد و نظريه‌پردازي دوشادوش هم ارائه شده و حتي برخي مقالات خصوصا در باب سينما كاملا نظريه‌پردازيست و همان‌هايي‌ست كه اكنون به‌عنوان نظريات سينمايي آويني مطرح است و اگر كار آويني صرفا نقد و اشكال‌گيري از مباحث فرهنگي (ولو كاملا صحيح و به‌جا) بود، اكنون همين اندك نظريات در باب سينماي خودي را نيز نداشتيم. اندر احوالات محتوا فعلا ما بس تا شايد وقتي ديگر به جزئيات بپردازيم شايد هم نه!
  2. اما شكل. و ما ادراك ما الشكل!!! الحمدلله ما آنقدر در زدن حرف حق مصريم كه به شيوه و قالب ارائه آن وقعي ننهاده و با بيل هم مي‌توانيم مخاطب را چيز فهم كنيم! قبول نداريد، امتحان كنيد!

هنوز ما ياد نگرفته‌ايم كه هر حرفي بايد در قالب مناسب خودش گفته شود و براي هر حرفي نيز بايد قالبي در شان و منزلت آن محتوا برگزيد و احتمالا در صورت امكان گوشه چشمي به اصول علمي ارائه آن داشت تا شايد خداي نكرده بيشتر مرضي همان خدا واقع شود و بازهم خداي نكرده بهتر به دل مخاطب بخت برگشته بنشيند.

ماشاالله اين شماره «راه» آنقدر اشكالات شكلي و فني و قالبي دارد كه مستنداتمان جور جور است و فقط مي‌توان به گوشه‌اي از آنها اشارت رفت و باقي با بقيه دوستان خوش‌ذوق! و البته به مشكلاتي كه مربوط به كاغذ و چاپ و چاپخانه و  چك برگشتي و بدي آب و هوا و دوستان ناباب و مانند آن مي‌شود نمي‌پردازيم. لذا تنها در دل اميد تاثير داريم!

  1. مشكل لي‌اوت (يا همان چينش و قراردادن جزئيات در صفحه): تا دلتان بخواهد در اين شماره نمونه براي آموزش گرافيك موجود است البته از آن نمونه‌هايي كه مي‌گويند: «اين جوري نشه يه وقت‌ها! افتضاحه! ...». اين مشكل از جلد نشريه آغاز مي‌شود و در درون صفحات ادامه مي‌يابد. به‌عنوان نمونه در روي جلد پنج منطقه نوشتاري ديده مي‌شود كه در همه جاي صفحه گسترده شده و با پوينت‌هاي متفاوت چشم را آزار مي‌دهد. به‌جز لوگوي اصلي در صفحه كه جاي ثابتي را داراست، دو رديف جداگانه از اسامي در سمت چپ مياني و سمت راست و پايين و يك رديف عناوين مقالات مهم در سمت چپ پايين و يك عنوان درشت در سمت راست پايين گذاشته شده است و تنها جايي از صفحه كه خالي مانده روي صورت شهيد است! نكته مهم اينجاست كه كارويژه جلد در نشريه چيست؟ آيا تمامي عناوين و نويسندگان داخل فهرست مجله بايد بر روي جلد نيز خودنمايي كنند؟ عناوين اصلي در جلد و صفحات مجله در كجا بايد قرار گيرند تا بهترين تاثير را در چشم مخاطب داشته باشند؟ عنوان «بشارت پيروزي» بر روي جلد با اينكه بزرگترين عبارت در روي جلد مي‌باشد، اما به‌دليل قرارگرفتن در محل نامناسب، جزو آخرين عبارات خوانده شده در روي جلد است و همينگونه است اسامي قرار گرفته در سمت راست جلد. و ناگفته نماند كه اين تمامي، تاثيري بشدت منفي در مشاهده تصوير شهيد در ميانه جلد نشريه دارد.
  2. مشكل در عناوين: نكته اساسي در عناوين مقالات و تيتر مطالب در صفحات، نداشتن هويت شكلي و لَخت‌بودن عناوين است كه نتوانسته با محتوا ارتباط برقرار كند و نشان از عجله در انتخاب شكل عناوين براي صفحات دارد. اين ناهمگوني در اكثر عناوين به چشم مي‌آيد كه گاه با‌عث تفاوت در انتخاب شده است؛ به‌عنوان نمونه تيتر ص96 را با تيتر مطلب دو صفحه بعد(98) مقايسه كنيد! تيتر اول با فونت ميترا، ساده و سياه رنگ در بالاي مطلب قرار داده شده و 2 صفحه بعد فونتي ديگر، سفيد و شكسته و با تغييراتي در نقطه‌ها و حروف. اندازه، فونت و يا محل نا‌مناسب عناوين در صفحات ديگر نيز به چشم مي‌آيد. صفحاتي همچون ص10،46،48و...(فونت و پوينت نامناسب)-ص13،23،43،55،85 و...(محل نامناسب)-ص17،20،21،24،27،28 ،42 و...(محل، فونت و پوينت نامناسب).
  3. مشكل چينش مطالب در صفحات: شكل ستون‌بندي و استفاده از سوتيترها در صفحات و محل قرارگيري تصوير در صفحه بشدت دچار مشكل است. ستون‌هايي با طولهاي متغيير بدون دليل شرعي! و فضاهاي سو‌‌تيتر چسبيده به ستون‌ها و تصاويري كه به‌زور در صفحه چپانده شده‌اند! و يا از سرو ته ستون بيرون زده‌اند و يا اصولا نيمي از تصوير در بيرون از صفحه قرار داده شده و يا... . بنگريد و مقايسه كنيد ستون‌بندي و تصاوير را در صفحات53-100و101-112و113-122و123-127و128و129و130-136و137و... .
  4. مشكل فضاي خالي: اصولا در قرون وسطي! فضاي خالي براي استراحت (نفس‌كشيدن چشم!) و خصوصا هدايت چشم به‌سوي مطلب اصلي و يا تصوير و يا نقطه تاكيد در صفحه بوده است. در صفحات نشريه فوق‌الذكر! فضاي خالي يا به‌شكلي اشتباه و يا بدون دليل و يا به بدترين شكل ممكن استفاده شده است. فضاي خالي بي‌دليل مانند ص5، 7،8،113،123،128،129،143،143،177و... . صفحاتي كه فضاي خالي به‌شكلي نامطلوب و بي‌دقت استفاده شده است؛ مانند ص10و11-21-54-80-93-139و.... و صفحاتي كه نياز به اندكي فضا خالي داشته‌اند تا هم از حجم مطلب در صفحه كاسته شود و هم فاصله مناسب با مطلب قبلي ايجاد شود و چشم آماده مطلب بعدي گردد و عنوان مطلب نيز به خوبي و دقت خوانده شود. مانند ص17-50و51-68و69-116و117-134و135و... .
  5. مشكل در تصاوير: علاوه بر مشكلات گفته شده در بالا، تصاوير در صفحات، از مشكلات فراواني در رنجند! اندازه‌هاي متفاوت؛ گاه بسيار بزرگ (مانند ص27و35و53و...) و گاه بسيار كوچك (مانند ص15و139و...). محل قرارگيري نامناسب در اكثر صفحات (خصوصا ص20و21و99و101و122و137و148و...) و يا كيفيت پايين و نا‌مفهوم‌بودن تصوير (مانند ص123و143و177).

به قول بنده خدا بَسَ ديگَ! همين‌ها رو براي شماره‌هاي بعدي اصلاح كنن، كلي كار كردن. اما ظاهرا حضرت جليلي (سردبير محترم «راه») بايد بجز توركردن نويسنده‌هاي قابل، به دنبال يه تيم كامل هنري توپ! شامل عكاس و طراح و گرافيست و... هم باشن. والامرو اليكم خواه پند گير خواه.... .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 3:21  توسط حجت  | 

سالروز شهادت مصطفي مازح يادآور مرگ و نابودي سلمان رشديست. كسي كه با پيام جهاني حضرت امام، عملا به موجودي نابود شده تبديل گرديد.

با نگاهي به شيوه حركتهاي تهاجمي حضرت روح‌الله ديدگاه رسانه‌اي دقيقي را مي‌يابيم كه با استفاده از يك جمله عملا كار‌كرد‌ي جهاني داشته است. جملاتي همچون «‌آمريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند» و يا «‌اسرائيل بايد از بين برود»، به راحتي علاوه بر اينكه ايدئولوژي و مسير انقلاب را مشخص مينمود نگاهي كاملا استراتژيك به آينده داشت.

به عنوان نمونه به بيانات شهيد بزرگوار سيد عباس موسوي و سخنراني‌هاي طوفاني سيد‌حسن نصر‌الله نگاهي مي‌اندازيم؛ چيزي خارج از تئوري روح‌الله درباره اسرائيل نمي‌يابيم.

شهيد سيد عباس موسوي: اسرائيل سقوط مي‌كند.

سيد‌حسن نصر‌الله: ما هيچ شهر و هيچ روستا و يا هيچ طويله‌اي را با نام اسرائيل به رسميت نمي‌شناسيم.

امام با نگاهي فراتر از زمان، هرگز در موضع انفعال قرار نگرفت و با بيان اين جملات، سالهاست كه آمريكا و رژيم اشغالگر قدس را در موضع انفعال قرار داده است و در ميدان عمل نيز آنها را دچار چالش شديد نموده است و نمونه اخير آن شكست مداوم طرح آمريكايي صلح خاورميانه و شكست مفتضحانه ارتش صهيونستي در جنگ 33روزه در لبنان است.

عنصر «تهاجم رسانه‌اي» مولفه‌اي است كه گاه از سوي مسئولين نظام به فراموشي سپرده مي‌شود و يا از سوي برخي عناصر بزدل، خود خواسته فراموش شده و يا اين تفكر مورد هجمه و انتقاد قرار مي‌گيرد.

با كمي شجاعت و مديريت دقيق و هوشمندي در عرصه رسانه، مي‌توان بهترين بهره را در نبرد رسانه و حركتهاي ژورناليستي از آن خود نمود و در آينده‌اي نزديك شاهد پيروزي در ميدانهاي ديگر بود. مواردي همچون عملكرد آمريكا و انگليس در عراق و افغانستان، افسانه هولوكاست و يا وقايعي دورتر همچون جنگ ويتنام، بمباران اتمي هيروشيما و ناكازاكي، جنگ بوسني و... مي‌تواند دستمايه حملات گسترده رسانه‌اي عليه دشمن به ظاهر قدرتمند باشد. دشمني كه زبوني و ناتواني خويش را در اين عرصه، در وقايعي همچون دستگيري ملوانان جاسوس در آبهاي خليج فارس، نشان داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 16:17  توسط حجت  | 

به همين آساني و آسودگي فيلمسازي همچون ميركريمي از روي دست فيلمسازي ديگر كپي برمي‌دارد!

«به‌ همين سادگي» آخرين اثر رضا ميركريمي ست كه در فضايي مشابه فضاي «چهارشنبه سوري» اصغر فرهادي ساخته است. داستان با كمي تفاوت، شخصيتهايي مشابه و اضافه شدن المانهاي سطحي ديني مانند جانماز پهن شده و تفال به قرآن و... . شخصيت زن فيلم(طاهره) خصوصياتي شبيه شخصيت زن چهارشنبه سوري دارد و با وجود مشكلات فراواني كه البته از سوي فيلمساز مشكل قلمداد شده‌اند، پيش رو مي‌شود و در انتها در خانه مي‌ماند و منزل را ترك نمي‌كند و به قولي: «مي‌سوزد و مي‌سازد»! و اين مشكل تمام زنان ايراني ست! زيرا اگر شغلي در بيرون خانه نداشته باشند، فرزندانشان در جامعه سرشكسته‌اند!

ما در طول فيلم زحمات زن در امر خانه‌داري و بچه‌داري را مشاهده مي‌كنيم و حتي مي‌دانيم او به كلاس شعر مي‌رود و قبلا به كلاس نقاشي مي‌رفته اما علت ناراحتي دائمي او از زندگي كه از پلان آغازين فيلم با چهره خاص طاهره مشخص است را نمي‌فهميم و به همين دليل براي فرار احتمالي او از خانه با توجه به علاقه او به فرزندان و شوهرش، توجيهي نمي‌يابيم و براي مخاطب درك اين موقعيت در فيلمنامه و گفتگوها فضايي خلق نمي‌شود و اصولا در فيلمنامه از پيشينه شخصيتها خبري نيست و ديالوگها نيز بسيار سطحي و قابل حدسند .

شايد يكي از تفاوتهاي دو فيلم مذكور در ارائه لحظاتي طنزآلود در فيلم ميركريمي است كه به روند داستان كمك شاياني نمي‌كند.  

طراحي صحنه فيلم بشدت از چهارشنبه سوري تاثير گرفته و فضاي داخلي آپارتمان محل فيلمبرداري نيز مشابه انتخاب شده است و اين تاثير حتي در ميزانسن چيده شده در صحنه ها نيز مشاهده مي‌شود.

در انتها بايد گفت شايد پس از ديدن فيلم‌هايي مانند «زيرنورماه» و «خيلي دور- خيلي نزديك» توقع مخاطب از ميركريمي بالا رفته است اما ميركريمي نتوانسته خود را با درک مخاطب همراه كند. او براي نشاندادن جنبه‌هاي مذهبي زندگي در فيلم‌هايش –  كه ظاهرا از دغدغه هاي مهم او در هر فيلمي است - در هر گام سطحي‌تر نشان مي‌دهد و فيلمي مانند «زيرنورماه» در اين زمينه هنوز قويترين و قابل دفاع ترين كار در كارنامه سينمايي اوست.

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 0:31  توسط حجت  |